خنده داره
خیلی ! یه مرده ای که یه قهرمان خلافکار بوده به قولی ! میبینه سرطان داره و دار فانی رو باید وداع بگه , بعد یه مرده ی دیگه ای میاد میگه آقای فلانی (البته اسم خودش قشنگ بود به نظرم یادم نی
) بیا بریم خونه ی ما تا درستت کنیم. بعد اینا درست کردنشون یه جور خاصی بوده بعد با یکی به اسم فرانسیس لج میکنه اونم میزنه درسش میکنه
و تبدیل میشه به یه موجود غیر عادی که میتونه خودشو ترمیم کنه! ولی با چه قیافه ای! دیگه نمی تونست برگرده پیش زنش برا همین رفت که انتقام گیرد! حالا انتقامشو ببینید!
تیکه های خنده دارشم ببینید

قیااااااااااااااااااااااااااااااااافه رو
خوب منم بودم بر نمیگشتم پیش زنم! (الب)
برچسب:
نویسنده: نیکا میرزایی